تبلیغات
ღღهوادارانღღtraxtur - فرهنگ و طرز برخورد هوادار بهترین راه موفقیت

ღღهوادارانღღtraxtur
 
ღღ.:یاشاسین تراختورღღ.:.ღღیاشاسین آذربایجان:.ღღ
چ

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 مرداد 1390 توسط صابر

اول از هر چیز میخواهم بگویم که اینجانب نه قلم خوبی برای نوشتن دارم و نه سواد زیادی ولی در چند ماه گذشته اتفاقاتی در بین ما دوستان هوادار که در جامعه مجازی اتفاقات تیم را دنبال میکنیم رخ داد که تصمیم گرفتم چند سطری بنویسم باشد که به بزرگی خودتان از خطاهای دستوری و نوشتاری من بگذرید.

دوستان تراختور ما بعد از چندین سال دوری به لیگ بازگشت و تنها عاملی که این بازگشت را مجزا می نمود فقط و فقط حضور هوادارن بود .هوادارانی از پهنه دشت موغان تا مرزهای غربی ایران ،از دریای خزر تا سینه دریاچه اورمیه ، از قزل اوزن تا آراز و از بلندای ساوالان تا دامنه های سهند. آری هوادارانی که نه گرما و سرما و نه برف و باران و نه طولانی بودن راه ورزشگاه و نبود ایاب و ذهاب نتوانست جلوی آمدنشان به ورزشگاه را بگیرد.عده ای غافل بودند و نمی دانستند که کسی که از اسلامشهر تهران 850 کیلومتر بکوبد و بیاید تبریز برایش پنج  کیلومتر پیاده روی تا ورزشگاه مشکل نخواهد بود.بالاخره همه باهم  وبرای اتحاد بیشتر و دادن دست دوستی و ساختن پلی بنام تیرختور برای فریاد دردهایمان ساختیم .می آمدیم و فریاد میزدیم و می رفتیم .این پرشدن ورزشگاه و برهم زدن تعادل وفرمول آبی و قرمز پایتخت خیلی خطرناک شد.البته برای رسانه های زرد و افرادی که از طریق این دو مشغول چپاول بیت المال بودند .آری اینها نتوانستند وزنه سنگینی را در ترازوی لیگ ایران ببینند که کل لیگ یک طرف و وزنه جدیدی به نام تیرختور یک تنه در یک طرف برابری می کند. آری این وزنه کمی دورتر از رسانه ها و افراد زرد پایتخت نشین بود و دستشان کوتاهتر از این بود که لقمه ای از آن بگیرند و شکم خودشان را پر کنند.خلاصه اینان اتفاق نظر پیدا کردند که از در دشمنی با تیرختور وارد شوند و زود این آتشی که بر دامانشان افتاده را خاموش کنند .از روزنامه و برنامه نود گرفته تا محافل و هر فرصتی که به دست آوردند شروع به کوبیدن تیرختور و هوادارانش کردند ولی دیدند که فایده ای ندارد و آتش من وتو هر روز شعله ورتر میشود .امسال همه اینها تغییر روش داده و از درب دوستی با ما وارد شده اند تا مثل کرم از درون ما را بپوسانند .آری از درون .البته اگر کمی دقت کنیم این روش اینها از چند بازی آخر لیگ گذشته شروع شده است . به جان هم انداختن سایتهای هواداری و ایجاد چند دسته گی دربین هواداران .حساس کردن هوادران و شاید خریدن برخی عوامل دست اندر کار فوتبال .آری روزیکه اتحاد بین ما گسسته شود همه ما می شکنیم و چه راحت می شکنیم.

دوستان بهتر است کمی بیندیشیم ودرگردابی که نزدیک به غرق شدن در آن هستیم گیرنکنیم.یک روز سخن اول محافل ما را استوک های صادقی می کنند واین موضوع را کش داده به داخل تیم میکشند و شعار هایی که در تمرین داده میشود وهمان میشود که صادقی را در بازی اول دیدیم .

دوستان کمی به خود بیاییم و نگذاریم هر کسی که از راه رسید افسار عقیده ما را به دست گیرد.این که صادقی با استوک های آبی بازی کند به من و تو هیچ ربطی نباید داشته باشد اینکه او چگونه بازی کند به ما ربط دارد .آن هم نه یک بازی .ما نباید گذرا و عجول تصمیم بگیریم .یک بازیکنی میاید آنقدر بزرگش کنیم و برایش هورا بکشیم و وقتی هم می خواهد برود پشت سرش اراجیف ببافیم و هو کنیم .منو تو باید جوری با بازیکنان ورودی و خروجی تیم برخورد کنیم که تیرختور من و تو برای بازیکنان  آرمانشهر باشد و هر بازیکنی آرزو کند که در تیرختور و به عشق هواداران تیرختور توپ بزند.دوستان باز هم می گویم عجول و زود رنج نباشیم و به همه مربیان و بازیکنان تا در تیم به ما خدمت می کنند احترام بگذاریم و وقتی هم که میروند با احترام بدرقه شا ن کنیم .چه خوب است که چگونه از سرمربی خود استقبال کردیم ولی فردا اگر خواست از آذربایجان برود همین جور باید بدرقه اش کنیم .این فرهنگ فراموش شده من و تو آذربایجانی است که در غوغای فوتبال کثیف گم کردیم. به خود بیاییم و اولین کاری که باید بکنیم تشویق امیر حسین صادقی در اولین بازی با تماشگر .





طبقه بندی: تراختور، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک